بررسی کاربرد اصول ابداعی TRIZ در تسریع روند نوآوری در سازمانهای پژوهشی و دانش محور

Image28

 

چکیده: نوآوری نظام یافته (TRIZ) یکی از تکنیک¬های حل ابداعی مسئله است که توسط گنریش آلتشولر روسی با هدف بهبود و سرعت¬بخشی به کار نوآوران پایه¬گذاری شده است. یکی از ابزارهای نوآوری نظام¬یافته چهل اصل ابداعی آن است که از تجزیه¬وتحلیل هزاران سند ثبت اختراع توسط آلتشولر به¬دست آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربرد آگاهانه و ناخودآگاه پژوهشگران و نوآوران از اصول چهل¬گانه TRIZ است. بدین منظور پس از بررسی ادبیات موضوع، با استفاده از مراجع موجود پرسشنامه¬ای به منظور سنجش میزان استفاده پژوهشگران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم از اصول ابداعی TRIZ طراحی شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی می¬باشد و در انتخاب نمونه نیز از روش تصادفی صادفی استفاده شده است. پرسشنامه¬ها بوسیله نرم¬افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیشتر پژوهشگران به¬طور ناخودآگاه از اصول چهل¬گانه TRIZ در انجام پروژه¬های نوآورانه استفاده کرده¬اند. همچنین نتایج نشان می¬دهند که TRIZ در خلاصه¬سازی و جمع¬بندی نتایج نوآوری¬های گذشته و تسریع در روند نوآوری پژوهشگران قابلیت بالایی دارد. در پایان بر اساس نتایج پژوهش، راهکارهایی مبتنی بر TRIZ، برای تسریع روند نوآوری در پژوهشکده جامعه هدف و سایر مراکز مشابه ارائه شده است.

مقدمه:

در شرایط پیچیده رقابتی امروز، تلاش سازمانها و به ویژه سازمان¬های پژوهشی و دانش بنیان در جهت کاهش زمان توسعه محصولات جدید و نوآورانه به منظور کسب مزایای رقابتی بلندمدت، افزایش یافته است چرا که در سازمانهای امروزی کسب مزیت رقابتی بلندمدت منوط به نوآوری در تولید و ارائه محصولات و خدمات می¬باشد (Jones, 2003, p.1257). بر این اساس و با توجه به پیچیدگی‌های موجود در فعالیتهای تحقیقاتی و دانش بنیان، لازم است که سازمانهای مذکور توجه کافی به توسعه توانمندی کارکنان خود در حل مسائل پیش رو به شیوه‌های ابداعانه و نوآورانه داشته باشند.
یکی از تکنیک¬های خلاقانه حل مسئله، نوآوری نظام یافته (TRIZ) است که در سال 1946 توسط گنریش آلتشولر روسی پایه¬گذاری و طی سال¬های گذشته، به ابزاری کاربردی برای اختراع کردن و حل مسائل فنی با پیچیدگی¬های گوناگون تبدیل شده است.
TRIZ دارای ابزارهای توانمند متعددی به منظور بهره¬برداری در مراحل تعریف و حل مسئله می¬باشد که در این بین یکی از مشهورترین و ساده¬ترین ابزارهای اولیه TRIZ در فرایند حل ابداعانه مسائل، اصول ابداعی چهل¬گانه آن است(منصوریان، 1386، ص13، سلیمی، 1387، صص194-148Altshuller, 1984, p.12-20, Duran-Novoa et al., 2011, p.440) که در هسته اولیه آن قرار دارد(Li & Huang, 2009, p.8303). با توجه به این اهمیت، پژوهش حاضر به¬منظور بررسی میزان استفاده از این اصول به¬وسیله پژوهشگران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم انجام شده است و سؤال اصلی آن این است که « پژوهشگران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم، به چه میزان از اصول ابداعی TRIZ در توسعه محصولات نوآورانه استفاده می¬کنند؟».
پیشینه پژوهش
واژه TRIZ از حروف اول کلمات روسی Teoriya Resheniya Izobreatatelskikh Zadatch به معنای تئوری حل ابداعی مسئله استخراج شده است، که معادل انگلیسی آن   TIPS  است.
پژوهش درباره TRIZ ابتدا با این ایده شروع شد که برای نوآوری قوانینی عمومی‌وجود دارند که مبنای نوآوری¬های خلاقانه را تشکیل می¬دهند و به پیشرفت فناوری می¬انجامند. اگر این قوانین به¬درستی شناسایی، دسته¬بندی و کدگذاری شوند، می¬توانند به افراد  بیاموزند که چگونه می¬توان فرایند نوآوری را پیش¬بینی کرد و هر چه بیشتر در مسیر آن گام برداشت(Mann,2002, pp. 1-23).
آلتشولر با بررسی 200000 سند ثبت اختراع و انتخاب 40000 سند ثبت اختراع خلاق از بین آنها توانست به TRIZ  دست یابد و رویه¬های مشخصی برای دستیابی به هر نوع اختراع و ابتکار استخراج کند(ترنینکو، 1380، ترجمه جعفری و همکاران، ص35).
یکی از محققان برجسته TRIZ، به نام سیمون ساورانسکی ( Savransky,2000,p.11) دانش TRIZ را  بدین صورت تعریف کرده است: « TRIZ عبارت است از یک دانش انسان گرای مبتنی بر روش شناسی نظام یافته برای حل ابداعانه¬ی مسائل فنی و فناورانه با استفاده از نوعی رویکرد الگوریتمی».
TRIZ در فرایندهای نوآورانه، روش سعی و خطا  را نمی¬پذیرد و همان¬گونه که در شکل شماره 1 دیده می¬شود، تلاش می¬کند با تبدیل مسائل خاص به مسائل کلی و عمومی، زمان لازم را برای ابداع و نوآوری کاهش دهد(Strattona & Mann; 2003, p. 121).

همانطور که در شکل شماره 2 مشاهده می¬شود چهار مرحله پایه¬ای در فرایند TRIZ عبارتند از: « تعریف مسئله»، «انتخاب ابزار»، «تولید راه¬حل¬ها»و «ارزیابی راه¬حلها». یکی از جذابیت¬های TRIZ نسبت به سایر تکنیک¬های حل مسئله، ابزارهای دوازده¬گانه آن در مرحله تولید راه¬حل است. در حالی که تمامی‌فرایندهای حل مسئله متکی بر خلاقیت،  در این مرحله برطوفان فکری  استوار هستند( سلیمی،1384، ص67).
TRIZ در مراحل مختلف تعریف و حل مسئله از ابزارهای گوناگونی مانند تحلیل کارکرد و خواص ، کاشف مسئله ، چهل اصل ابداعی (Altshuller, 1998, pp. 8-125)، ماتریس تضادها (Domb, 1998a; Zoyzen, 1997)، قوانین تکاملی (Petrov, 2002)، مدل تجزیه-وتحلیل ماده-میدان (Terninko,2000)، نتیجه نهایی ایده¬آل (Domb,1998b) و الگوریتم حل ابداعی مسئله (Zlotin & zusmon, 1999) بهره می¬برد.
نتیجه نهایی ایده¬آل    تحلیل کارکرد و خواص    تحلیل منحنی عمر    کاشف مشئله

پژوهش¬های اخیر بیانگر این است که TRIZ علاوه بر کاربردهای فنی، منجر به توسعه کاربردهایی در حوزه¬های غیرفنی نیز شده است. ماتریس تضاد و چهل اصل ابداعی آن در حوزه¬های مختلفی از جمله تجارت و کسب و کار (Mann & Domb, 1999)، مدیریت کیفیت(Retseptor, 2003)، مدیریت عملیات خدماتی(Zhang et al., 2003)، موضوعات اجتماعی(Terninko,2001) و تولید نرم¬افزار¬های کاربردی(Kevin, 2001) بکار گرفته می¬شود.

پژوهش¬های زیادی نیز نشان¬دهنده تأثیر TRIZ در بهبود عملکرد و تسریع روند نوآوری در حوزه¬های مختلف فنی و مدیریتی می¬باشند(  Souchkov, 2005, pp.1-15;  Ericson et al., 2009;  Fresner et.al, 2010, pp. 128-136; Kim et al., 2009,pp. 1039-1043; Chunlin et al., 2010, pp. 270-281).
امروزه شرکت¬ها برای کسب مزایای رقابتی پایدار، از TRIZ به¬طور گسترده¬ای استفاده می¬نمایند(Zhang & Shang, 2010, p.1327). در سال¬های اخیر بیش از 30 درصد سود شرکت¬های بزرگی همچون Sony، SAMSUNG، Motorola و HP از طریق استراتژی¬های نوآورانه مبتنی بر TRIZ تأمین شده است، همچنین پژوهشگران آمریکایی TRIZ به این نتیجه رسیده¬اند که بازگشت سرمایه زیادی در اثر اجرای TRIZ در سازمانها در زمینه¬های تجاری و مدیریتی حاصل می¬شود(Zhang & Shang,2010,p.1327).  پس از گسترش TRIZ با پژوهش¬های صورت گرفته مشخص شد که فراگیری TRIZ بر شبکه¬های عصبی مغز نیز تأثیر گذاشته و این امکان را برای افراد ایجاد می¬کند تا خلاق¬تر شده و زوایای مختلف مسئله را در نظر بگیرند. با استفاده از این دانش « شیوه¬های نظام¬مند تفکر، جایگزین شیوه¬های آشفته قدیمی‌می¬شود» (Schweiser,2002, p.6).
تاکنون کتابهای متعددی در زمینه معرفی TRIZ به زبان فارسی( ترنینکو،1380، ترجمه جعفری و همکاران، منصوریان، 1386، سلیمی، 1387، شولیاک، 1388، ترجمه کریمی‌و میرخانی) منتشر شده¬اند، که می‌توانند جهت آشنایی کاربران و علاقمندان به حوزه نوآوری مورد استفاده قرار گیرند.
با توجه به جدید بودن موضوع TRIZ برای سازمان¬های ایرانی و با توجه به بررسی¬ها و شواهد موجود در مقالات و پژوهش¬های علمی‌می¬توان گفت که: «تاکنون مورد ثبت شده-ای در مقالات و کتب علمی‌در زمینه استفاده از TRIZ در سازمان¬های ایرانی وجود ندارد». از این رو، این پژوهش تلاش می¬کند میزان استفاده از اصول چهل¬گانه TRIZ را توسط پژوهشگران و نوآوران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم به¬طور آگاهانه و ناخودآگاه مورد بررسی قرار دهد.
با توجه به مطالعات انجام شده می¬توان ادعا کرد که: هرچند به بحث¬های آموزشی و چاپ مقالات و کتب علمی‌در زمینه TRIZ به¬صورت نظری و حتی کاربردی به¬میزان قابل توجهی پرداخته شده است، ولی در زمینه ارزیابی میزان کاربرد اصول TRIZ و سایر ابزارهای آن نه¬تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای دنیا نیز پژوهش¬های کافی انجام نشده و یا اگر هم کاری انجام شده، انتشار نیافته¬ است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده تا با طراحی پرسشنامه¬ای منسجم بر اساس این اصول، میزان استفاده آگاهانه یا ناخودآگاه پژوهشگران از آنها و همچنین اولویت کاربرد هر یک از اصول مشخص گردد. فرضیه-های اصلی و فرعی پژوهش عبارتند از:
فرضیه اصلی: بیشتر پژوهشگران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم از اصول ابداعی TRIZ استفاده می¬کنند.
فرضیه‌های فرعی:
1- بیشتر پژوهشگران از اصول ابداعی TRIZ به طور ناخودآگاه استفاده می¬کنند.
2- اولویت کاربرد اصول چهل¬گانه در بین پژوهشگران برابر است.
3- رابطه¬ی مثبتی بین استفاده از روش¬های نوآورانه گذشته و میزان استفاده از اصول ابداعی TRIZ وجود دارد.
4- رابطه¬ی مثبتی بین انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه ومیزان استفاده از اصول ابداعی TRIZ وجود دارد.
5- رابطه¬ی مثبتی بین اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته و انجام تعداد پروژه‌های نوآورانه¬ای که در ساخت آن مشارکت داشته اند، وجود دارد.
روش‌شناسی پژوهش
روش استفاده شده در این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی می¬باشد، که برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز آن از پرسشنامه ( بر اساس مقیاس لیکرت) استفاده شده است. پرسشنامه‌ها بین اعضای نمونه آماری توزیع و برای برطرف کردن ابهامات احتمالی برخی سؤالات برای پاسخ¬دهندگان، در هنگام تکمیل پرسشنامه به‌¬صورت حضوری نیز با پاسخ‌دهندگان ارتباط برقرار شد و به سؤالات و ابهامات پاسخ‌دهندگان پاسخ داده شد.
جامعه مورد بررسی پژوهشگران پژوهشکده پردازش هوشمند علائم است که در اجرای حداقل یک مورد پروژه¬ ساخت و توسعه محصولات جدید و نوآورانه نقش داشته¬اند. تعداد افراد جامعه آماری بالغ بر 50 نفر بودند. ویژگی شاخص اصلی پژوهشگران پژوهشکده مذکور، مربوط به تولیدات نوآورانه پژوهشکده در سطح ملی و بین¬المللی می¬باشد که ناشی از نوآوری پژوهشگران است. با استفاده از جدول مورگان تعداد 47 پرسشنامه به صورت تصادفی ساده در بین پژوهشگران توزیع گردید که 41 مورد آن تکمیل و برگشت داده شد (نرخ پاسخ به پرسشنامه¬های توزیع شده 87.2 درصد بوده است).
با توجه به اینکه از قبل پرسشنامه¬ای در این خصوص وجود نداشت، با استفاده از منابع معتبر در خصوص اصول چهل¬گانه TRIZ (ترنینکو، 1379، 288-270؛ منصوریان، 1386، صص 188-173؛ شولیاک، ترجمه کریمی‌و میرخانی، 1388،صص 121-41؛ Tate & Domb, 1997, Altshuller,1998, pp. 8-125, Kevin, 2001, Mann & Cathain, 2001, Rantanen & Domb, 2002, pp. 129-193, Rea, 2002) پرسشنامه¬ای حاوی 6 سؤال جمعیت شناختی و 70 سؤال 5 گزینه¬ای بر اساس مقیاس لیکرت طراحی شد. به¬منظور تعیین روایی پرسشنامه از نظرات خبرگان استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آن با استفاده از نرم¬افزار SPSS، 0.942 به¬دست آمد.
ویژگی¬های جمعیت¬شناختی پاسخ¬دهندگان در جدول شماره 2 نشان داده شده است. علت انتخاب این پژوهشکده برای مطالعه موردی در خصوص میزان استفاده و کاربرد اصول چهل¬گانه TRIZ این است که پژوهشکده بیان شده تولیدات منحصربه¬فردی در عرصه مهندسی پزشکی در سطح ملی و بین المللی دارد و بیشتر کارکنان آن را پژوهشگرانی تشکیل می¬دهند که با توانایی¬های ویژه خود از بین پژوهشگران، اساتید و دانشجویان دانشگاه¬ها و موسسات آموزش عالی کشور به فعالیت در این پژوهشکده می¬پردازند.

TRIZ-Diference2

یافته¬های پژوهش
همانطور که در جدول شماره 2 مشاهده می¬شود، 6/14 درصد از پژوهشگران پژوهشکده تنها در یک مورد، 1/17درصد از پژوهشگران در 2 مورد، 2/12درصد در 3 مورد و 1/56 درصد از پژوهشگران در بیش از 3 مورد در فرایند ساخت محصول جدید و نوآورانه به¬طور مستقیم مشارکت داشته یا بر اجرای فرایند تهیه محصول جدید و نوآورانه نظارت داشته¬اند. میزان استفاده پژوهشگران از روش¬های نوآورانه استفاده شده در گذشته (به¬وسیله خودشان یا دیگران) در ساخت و توسعه محصولات جدید و تسریع روند نوآوریشان نیز در جدول شماره 3  نشان داده شده است.
میزان استفاده از نوآوری‌های انجام شده گذشته( خود پژوهشگر یا دیگران) در ساخت و توسعه محصولات جدید    خیلی کم    کم    متوسط    زیاد    خیلی زیاد
تعداد پژوهشگر    1    2    10    21    7
درصد پژوهشگران    2.4    4.9    24.4    51.2    17.1
برای بررسی میزان استفاده اصول TRIZ توسط پژوهشگران از آزمون دوجمله¬ای  استفاده شد؛ بدین¬منظور فرض صفر و فرض مقابل آماری به¬صورت زیر تعریف می¬شوند:

p نسبت کارکنانی است که بیش از حد متوسط از مجموعه اصول چهل¬گانه TRIZ استفاده کرده¬اند. از آنجا که میزان سطح معناداری آزمون (sig) 004/0 به¬دست آمد، بنابراین فرض صفر  رد می¬شود یعنی بیش از نیمی‌از پژوهشگران از اصول چهل¬گانه TRIZ بیش از حد متوسط استفاده کرده¬اند بنابراین بیشتر پژوهشگران این پژوهشکده از اصول TRIZ بیش از میزان متوسط استفاده کرده¬اند و فرضیه اصلی پژوهش پذیرفته می¬شود. همچنین نتایج حاصل از آمار توصیفی نیز نشان می¬دهند که حدود 71% پژوهشگران بیش از میزان متوسط از اصول TRIZ استفاده کرده¬اند.
نکته جالب توجه این است که 100% پژوهشگران به پرسشی که میزان آگاهانه یا ناآگاهانه بودن این استفاده را می¬سنجد پاسخی داده¬اند که نتیجه آن ناآگاهانه بودن استفاده آنها از اصول چهل¬گانه TRIZ را تأیید می¬کند؛ یعنی هرچند پژوهشگران از اصول TRIZ هیچ شناخت و اطلاعی نداشتند، به¬گونه¬ای ناخودآگاه از آن استفاده می¬کردند. بنابراین این فرضیه که «بیشتر پژوهشگران از اصول TRIZ به¬طور ناخودآگاه استفاده می¬کنند» نیز تأیید می¬شود.
به¬منظور بررسی یکسان بودن اولویت (رتبه¬بندی) میزان استفاده و درجه کاربرد هریک از اصول چهل¬گانه در ساخت محصولات جدید توسط پژوهشگران، از آزمون فریدمن استفاده شد. بدین¬منظور فرض صفر و فرض مقابل به¬صورت زیر تعریف شدند:

به¬منظور تحلیل همبستگی بین عوامل مورد بررسی نیز از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد که نتایج آن به¬شرح زیر است:
الف) سنجش همبستگی بین استفاده از روش¬های نوآورانه گذشته و استفاده از اصول TRIZ؛ بدین منظور فرض صفر و فرض مقابل به صورت زیر تعریف شدند:
H0 : همبستگی مثبت و معناداری بین استفاده از نوآوری‌های گذشته و استفاده از اصول TRIZ وجود ندارد.
H1: همبستگی مثبت و معناداری بین استفاده از نوآوری¬های گذشته و استفاده از اصول TRIZ وجود دارد.
میزان ضریب همبستگی اسپیرمن برابر 362/0 است و میزان سطح معناداری آزمون نیز 01/0 به¬دست آمد. بنابراین می¬توان نتیجه گرفت که ارتباط مثبتی بین میزان استفاده از نوآوری¬های گذشته و به¬کارگیری اصول TRIZ وجود دارد. همچنین از آنجا که میزان سطح معناداری نیز 01/0 به¬دست آمد، این همبستگی با 99 درصد اطمینان قابل قبول است.
ب) سنجش همبستگی بین انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه ومیزان استفاده از اصول TRIZ؛ بدین منظور فرض صفر و فرض مقابل به¬صورت زیر تعریف شدند:
H0: همبستگی معناداری بین انجام تعداد پروژه‌های نوآورانه و استفاده از اصول TRIZ وجود ندارد.
H1: همبستگی معناداری بین انجام تعداد پروژه‌های نوآورانه و استفاده از اصول TRIZ وجود دارد.
میزان ضریب همبستگی اسپیرمن 087/0 است و میزان سطح معناداری آزمون نیز 295/0 به¬دست آمد؛ بنابراین فرض صفر پذیرفته می¬شود و همبستگی معناداری بین انجام تعداد پروژهای نوآورانه و اصول TRIZ وجود ندارد.
ج) سنجش همبستگی بین اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته و انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه¬ای که در ساخت آن مشارکت داشته¬اند؛ بدین منظور فرض صفر و فرض مقابل به¬صورت زیر تعریف شدند:
H0: همبستگی معناداری بین اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته در تسریع نوآوری و انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه وجود ندارد.
H1: همبستگی معناداری بین اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته در تسریع نوآوری و انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه وجود دارد.
میزان ضریب همبستگی اسپیرمن 137/0 است و میزان سطح معناداری آزمون نیز 196/0 به¬دست آمد؛ بنابراین همبستگی معناداری بین اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته در تسریع نوآوری و انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه توسط آنان وجود ندارد.

بحث و بررسی یافته¬های پژوهش
همان¬گونه که در جدول شماره 2 دیده میشود بیش از 50 درصد پژوهشگران پژوهشکده در بیش از سه مورد و دیگر پژوهشگران نیز دسته¬کم در یک، دو یا سه مورد ساخت و توسعه محصول نوآورانه مشارکت داشته¬اند؛ از این رو پژوهشگران مورد بررسی نقش مشارکتی فعالی در طراحی و توسعه محصولات نوآورانه داشته و بررسی و نتیجه¬گیری پژوهش بر مبنای اطلاعات به¬دست آمده از نتایج کار آنان، صحیح و اثربخش می¬باشد.
در بررسی میزان استفاده پژوهشگران از اصول ابداعی TRIZ با سطح اطمینان 95 درصد تأیید شد که بیش از نیمی‌از پژوهشگران پژوهشکده بیش از میزان متوسط از اصول چهل-گانه ابداعی TRIZ استفاده کرده¬اند؛ این نتیجه کاربردی بودن اصول ابداعی TRIZ را در فرایند توسعه محصولات نوآورانه تأیید می¬کند.
نکته جالب توجه این بود که همه پژوهشگران نمونه مورد بررسی، در سؤالی که استفاده آگاهانه و ناآگاهانه آنها از اصول TRIZ  را مورد سنجش قرار می¬داد، اظهار داشتند که شناختی از TRIZ و ابزارهای آن ندارند و از آن استفاده نمی¬کنند. و این بدان معناست که استفاده پژوهشگران مورد مطالعه از اصول TRIZ به¬طور ناخودآگاه بوده است. بر این اساس و چون پژوهشگران مذکور افرادی نوآور بوده¬ و در ساخت محصولات نوآورانه از اصول TRIZ( به طور ناخودآگاه) در حد بالایی استفاده کرده¬اند، می¬توان اینگونه نتیجه گرفت که TRIZ رسالت خود را در جمع¬بندی، خلاصه¬سازی و فشرده¬سازی اصولی کلی برای کمک به نوآوران حوزه¬های گوناگون به¬گونه¬ای مطلوب انجام داده است بنابراین TRIZ می¬تواند به¬عنوان روشی اثربخش جهت تسریع روند نوآوری در پژوهشکده مورد بررسی و سایر مراکز مشابه به¬کار گرفته شود. بر این اساس نتایج اولیه آلتشولر(Altshuller, 1996, Altshuller, 1998, p.15) در تحقیقاتی که مبنای TRIZ  را تشکیل می¬دهند، با نتیجه¬گیری این پژوهش منطبق می¬باشد و در واقع نتیجه پژوهش حاضر تأییدی بر تکرارپذیری اصول ابداعی TRIZ در فعالیتهای نوآورانه(ترنینکو،1380، ترجمه جعفری و همکاران، صص44-43) می¬باشد.
با توجه به اینکه افراد مورد بررسی در این تحقیق، در پروژه¬های توسعه محصولات نوآورانه دارای مشارکت فعالی بوده¬اند و در این راستا خروجی چشمگیری برای پژوهشکده مورد مطالعه از طریق نوآوری آنان حاصل شده است و چون پژوهشگران در پروژه¬های مذکور در حد بالایی از اصول ابداعی TRIZ به طور ناخودآگاه استفاده کرده¬اند، سایر سازمانها نیز می¬توانند بمنظور توسعه توان نوآوری کارکنان خود از این اصول استفاده نمایند. چرا که TRIZ با قدمت بیش از 60 ساله خود در دنیا، ابزارهای کاربردی لازم را جهت این کار فراهم کرده است و کشف دوباره ابزارها و راهکارهای خلاقانه TRIZ در صورت وجود سایر شرایط، نیاز به صرف زمانی در حد زمان صرف شده از ابتدای شروع TRIZ تاکنون دارد که این کار توجیه علمی‌نداشته و از نگاه اقتصادی و زمانی نیز به-صرفه نمی¬باشد.
همان¬گونه که در جدول شماره 4 دیده می¬شود اولویت¬بندی به¬دست آمده برای اصول ابداعی TRIZ نشان می¬دهد میزان استفاده از این اصول یکسان نبوده و اولویت کاربرد آنها در فعالیتهای نوآورانه¬ پژوهشگران متفاوت بوده است. در پژوهش¬های گذشته نیز رتبه-بندی متفاوتی از درجه کاربرد هر یک از اصول TRIZ برای حوزه¬های مختلف ارائه شده است(Mann, 2004a; Mann, 2004b) که با نتایج این پژوهش منطبق بوده و تأیید می¬شود که کاربرد هر یک از اصول به نوع صنعتی که نوآوری در آن انجام می‌شود، بستگی دارد. بنابراین می¬توان چنین نتیجه گرفت که نمی¬توان رتبه¬بندی کلی و واحدی برای کاربرد اصول TRIZ در همه حوزه¬های گوناگون ارائه کرد.
با توجه به اینکه میزان ضریب همبستگی بین استفاده از روش¬های نوآورانه گذشته و استفاده از اصول TRIZ، 362/0 به¬دست آمد،  مشخص شد که همبستگی مثبت و معناداری بین میزان استفاده از نوآوری¬های گذشته واستفاده از اصول ابداعی TRIZ توسط پژوهشگران وجود دارد و این یعنی هرچه پژوهشگران از دستاورد نوآوری¬های گذشته در توسعه محصولات نوآورانه بیشتر استفاده کرده¬اند، از اصول TRIZ هم (به¬طور ناخودآگاه) بیشتر استفاده کرده¬اند. این همبستگی تأیید می¬کند که TRIZ به¬خوبی توانسته نتایج اختراعات و نوآوری¬ها را فشرده¬سازی نموده و در قالب اصول ابداعی به جامعه نوآوران عرضه کند. این نتیجه¬گیری نیز نتایج پایه¬ای آلتشولر ( Altshuller, 1984, Altshuller, 1998, pp.8-125) در تحقیقات بر روی TRIZ را تأیید می¬نماید. میزان سطح معناداری 01/0 برای آزمون نشان می¬دهد که این نتیجه با 99/0 اطمینان مورد تأیید است.
از تحلیل همبستگی بین انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه( از راه سعی و خطا) و میزان استفاده( ناخودآگاه) از اصول TRIZ مشخص شد که ارتباط معناداری بین انجام تعداد پروژهای نوآورانه مبتنی بر سعی و خطا و میزان استفاده ناخودآگاه از اصول TRIZ وجود ندارد بر این اساس مشخص می¬شود که استفاده ناخودآگاه پژوهشگران از اصول ابداعی که  از راه سعی و خطا منجر به توسعه محصولات نوآورانه شده است، به تجربه آنها در تعداد پروژه¬های نوآورانه ارتباطی نداشته و این بدان معناست که « روش سعی و خطا نمی¬تواند به افزایش استفاده ناخودآگاه از اصول ابداعی بیانجامد»، بنابراین برای بهره¬برداری بیشتر از TRIZ نیاز است اصول آن به افراد نوآور آموزش داده شود. در تحقیقات قبلی انجام شده توسط پژوهشگران (Schweiser, 2002, p.6, Rivin & fey, 2005, pp.161-164 ) تأثیر فراوان آموزش TRIZ بر افزایش قدرت خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمانها مورد تأیید و تأکید واقع شده است. از مقایسه نتایج این پژوهش با نتایج اشاره شده قبلی، می¬توان نتیجه گرفت که یکی از اصلی¬ترین عوامل موفقیت فعالیتهای نوآورانه از طریق TRIZ، آموزش آن به کاربران جهت بکارگیری آگاهانه و اثربخش TRIZ در حل مسائل فراروی به شیوه¬های ابداعانه می¬باشد. بنابراین اگر پژوهشکده حاضر و سایر سازمانهای تحقیقاتی بخواهند از نتایج موجود در TRIZ جهت سرعت¬بخشی به نوآوری در توسعه محصولات و خدمات جدید خود استفاده نمایند، لازمست در اولین گام به آموزش TRIZ و ابزارهای آن در سطح سازمان  بپردازند.
همچنین عدم وجود رابطه معنادار بین «اعتقاد پژوهشگران به تأثیر بسته¬بندی و یکجا کردن اطلاعات نوآوری¬های گذشته در تسریع روند نوآوری» و « انجام تعداد پروژه¬های نوآورانه»، نشان می¬دهد که پروژه¬های نوآورانه¬ی بیشتر نتوانسته احساس نیاز به بسته¬بندی و یکجاکردن نتایج نوآوری¬ها را در بین پژوهشگران افزایش دهد. بر این اساس و با توجه به نتایج قسمت¬های قبل که نیاز به بسته¬بندی و یکجا کردن نتایج نوآوری¬های گذشته و آثار استفاده از TRIZ را در سرعت¬بخشی به نوآوری مورد تأیید قرار می¬داد، می‌توان نتیجه گرفت که: «آلتشولر به¬خوبی و حتی بهتر از مخترعان و نوآوران عصر حاضر نیاز به فشرده¬سازی و یکجاسازی نتایج نوآوری¬های مفید را شناسایی و روی آن فعالیت کرده است».
نتیجه گیری
علت اصلی انجام پژوهش حاضر، بررسی این سؤال بود که آیا اصول ابداعی TRIZ که توسط آلتشولر از اختراعات گذشته استخراج شده¬اند، توسط مخترعین و نوآورانی در عصر حاضر که هیچ اطلاع و شناخت خاصی از TRIZ ندارند استفاده می¬شود یا خیر؟. در واقع وجه مشترک پژوهشگران نوآور مورد بررسی در این پژوهش و مخترعین پیش از آلتشولر این است که هر دو گروه، هیچ ¬گونه آگاهی و شناختی از TRIZ نداشتند.
نتایج به¬دست آمده از تحلیل پرسشنامه¬های توزیع شده حاکی از آن است که پژوهشگران پژوهشکده مورد بررسی، در حد بالایی از اصول چهل¬گانه TRIZ به طور ناخودآگاه در پروژه¬های نوآورانه خود استفاده کرده¬اند. همچنین مشخص شد با سعی و خطا و افزایش تجربه در تعداد پروژه‌های نوآورانه نمی¬¬توان میزان استفاده از اصول ابداعی TRIZ را افزایش داد؛ بنابراین برای استفاده بهتر از این دستاورد علمی‌در حوزه نوآوری، نیاز است با آموزش اثربخش TRIZ به کارکنان محیط¬های تحقیقاتی سرعت و کیفیت انجام کارهای نوآرانه آنان بهبود یافته و از این طریق، زمینه کاهش هزینه¬های انجام پروژه¬های تحقیقاتی نیز فراهم گردد.
با توجه به اینکه مرکز مورد مطالعه سازمانی پژوهشی بوده که به تولید محصولات و نرم‏افزارهایی نواورانه برای پردازش علایم حیاتی می‏پردازد، به¬نظر می¬رسد نتایج پژوهش حاضر برای مراکز مشابه و دیگر پژوهشگران نیز قابل تعمیم بوده و اگر پژوهشکده حاضر و سایر مرکز مشابه بخواهند از قابلیت¬های نوآورانه پژوهشگرانشان بیشتر و مؤثرتر استفاده کنند، می¬توانند با آموزش¬های مرتبط با نوآوری نظام¬یافته و افزایش استفاده آگاهانه از اصول ابداعی و سایر ابزارهای TRIZ به تسریع روند نوآوری در بین پژوهشگران خود کمک کنند. بدیهی است عدم بهره¬برداری صحیح از TRIZ به معنای از دست دادن تمامی‌مزایای موجود در آن می¬باشد که در این تحقیق به آنها اشاره گردیده است.
نوآوری پژوهش حاضر نسبت به پژوهش¬های پیشین، ارزیابی میزان کاربرد اصول TRIZ و به¬ویژه سنجش آگاهانه یا ناآگاهانه بودن استفاده از این اصول توسط پژوهشگران است که این کار در گذشته به¬گونه¬ای منسجم و علمی‌انجام نشده است.
پیشنهاداتی برای ادامه پژوهش
با توجه به اینکه این پژوهش اولین سنجش عملی استفاده از TRIZ در ایران به شمار می-رود، لازم است در پژوهش¬های مشابهی میزان استفاده از اصول ابداعی TRIZ و سایر ابزارهای آن در دیگر سازمان¬های نوآور سنجیده شود و میزان کاربردی بودن TRIZ به گونه¬ای جامع¬تر نیز ارزیابی شود. همچنین پژوهشگران آتی می¬توانند به بررسی و ارائه شیوه¬های عملی جهت علاقمند کردن نوآوران به TRIZ و شیوه¬های صحیح و اثربخش آموزش آن به نوآوران حوزه¬های گوناگون جهت بهره¬برداری بهینه از TRIZ بپردازند.
سپاسگزاری
پژوهشگران بر خود فرض می¬دانند از همه مدیران و پژوهشگران محترم پژوهشکده پردازش هوشمند علائم نهایت سپاسگزاری را داشته باشند چرا که با صرف وقت ارزشمندشان و تکمیل دقیق پرسشنامه¬ها، ما را در نتیجه¬گیری از این پژوهش یاری کردند.

منابع:
1.    ترنینکو جان، آلازوسمن، بوریس زلاتین(1380(، نوآوری نظام یافته، ترجمه جعفری، مصطفی و همکاران، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا.
2.    سلیمی، سارا، « بهبود روش¬های پیش¬بینی فناوری توسط TRIZ»، پایان¬نامه کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، 1384.
3.    سلیمی، محمد حسین(1387)، الگوریتم نوآوری، چاپ سوم ، تهران، رسا.
4.    شولیاک، لف(1388)، چهل اصل شاه کلیدهای TRIZ برای نوآوری، ترجمه کریمی، محمود، سیده نونا میرخانی، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا.
5.    منصوریان، علیرضا(1386)، مهندسی خلاقیت TRIZ، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا.
6.    Altshuler, G. (1996). And suddenly the inventor appeared, translated by Shulyak , L., Technical Innovation Center, Inc.
7.    Altshuller, G. (1984). Creativity As an Exact Science, Gordon and Breach Science Publishers.
8.    Altshuller, G. (1998). 40 Principles: TRIZ Keys to Technical Innovation, translated  by Shulyak , L., Technical Innovation Center, Inc., Worcester.
9.    Chunlin S., Lien L.K. (2010). “The strategy of designing around existing patents in technology innovation: Case study of critical technology of OTFT”, Journal of Chinese Entrepreneurship, Volume: 2 Issue: 3, pages 270-281.
10.    Domb, E. (1998a).  “The 39 features of Altshuller contradiction matrix”, TRIZ Journal, November.
دکتر پیمان اخوان1، دکتر مصطفی جعفری2 ،  مهندس حمیدرضا ضرغامی*3
و دکتر ناصر عسگری4
1. عضو هیأت علمی‌دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه مالک اشتر، تهران
Akhavan@iust.ac.ir
2. عضو هیأت علمی‌دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
Jafari@iust.ac.ir
3. کارشناس ارشد مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران(نویسنده مسئول)
Zarghami.hamid@gmail.com
09197835273
4. دکتری مدیریت دانشگاه تهران
Asgari_nasser@yahoo.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انسانی؟!؟! * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.